جنتین :مطالعات قرآن و حدیث پژوهی

سایت علمی دکتر محسن قاسمپور

پژوهشی در جریان شناسی تفسیر عرفانی:دکتر محسن قاسم پور

  هرچند جریانها و مکاتب و رویکردهای تفسیر عمر درازی در تاریخ تفسیر قرآن دارند، اما جریان شناسی و مکتب پژوهی در تفسیر سابقه چندانی ندارد و کاوش در روش و استخراج مبانی و پیش فرض های آشکار و نهفته، تصریح شده یا تصریح ناشده، آگاهانه یا ناآگاهانه از دغدغه های جدید و عرصه های نوین قرآن پژوهی است.
 از میان جریانها و روشهای تفسیری دو روش از همه روشها غریب تر و ناکاویده تر مانده اند:
۱ـ رویکرد فلسفی در تفسیر قرآن ۲ ـ رویکرد عرفانی در تفسیر قرآن.
با این مقدمه کوتاه می توان جایگاه و اهمیت کتاب تازه منتشر شده ی «پژوهشی در جریان شناسی تفسیر عرفانی» را دریافت.
کتاب مذکور، حاصل بازنگری و تکمیل پایان نامه دکترای محسن قاسم پور در رشته علوم قرآن و حدیث است. وی با این پیش فرض که بن مایه و گوهر جریان تفسیر عرفانی را «تأویل» تشکیل می دهد، محور اصلی و رکن پژوهشی خود به تأویل اختصاص داده وآن را در گستره جغرافیا و تاریخ تفکر و دینداری پژوهش و بررسی کرده است. دکتر محسن قاسم زاده پیشینه تأویل را در مکاتب بشری گذشته، در متون دینی پیش از اسلم، نزد یهود و مسیحیت جست وجو کرده است و در کنار این کار، فصل مختصری هم به مقوله هرمنوتیک پرداخته است. قاسم زاده در سنت تفسیری و تأویلی اسلام، چهار جریان تأویلی را از هم بازشناخته است: اسماعیلیه، اخوان الصفا، مکتب شیخ اشراق و بوعلی سینا و مکتب عرفان و تصوف و از این میان، به تفصیل جریان تأویلی عرفانی و تصوفی را بررسی کرده و ضمن تعریف و توضیح مفاهیم کلیدی و محوری تفسیر عرفانی از جلسه تأویل، ظاهر و باطن، زبان عرفانی و ... مبانی این جریان تأویلی را استخراج و عرضه کرده است. مؤلف، در ادامه کار ارزشمند خود، ویژگی های پنج تفسیر عرفانی (لطائف الاشارات قشیری، کشف الاسرار میبدی، عرائس البیان روزبهان بقلی، التأویلات النجمیه نجم الدین دایه و بالاخره تفسیر عرفانی منسوب به ابن عربی ـ و در اصل متعلق به عبدالرزاق کاشانی) را یک به یک بازگفته است و در مواضع درخور، اشارات و ملاحظات نقدی خود را بیان داشته است. بخش پایانی کار مؤلف به ارزیابی و نقد روش تفسیری عارفان اختصاص دارد.

  
نویسنده : قاسمپور ; ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱۸
تگ ها : کتابها